سيد علي اكبر قرشي

89

قاموس قرآن ( فارسي )

زينهار به كار رفته گوئى همسايه در امان همسايه است . راغب گويد : چون حق همسايه عقلا و شرعا بزرگ است لذا بهر كسى كه حق او بزرگ است و يا حق ديگرى را بزرگ ميداند جار گفته‌اند مثل * ( لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ ) * . . . * ( وَإِنِّي جارٌ لَكُمْ ) * انفال : 48 يعنى من امان شمايم و حقّتان را بزرگ ميدانم . و از اين حساب است آيه * ( . . . وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجارُ عَلَيْه ) * مؤمنون : 88 او امان ميدهد و امان داده نميشود . جائر * ( وَعَلَى الله قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْها جائِرٌ وَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ ) * نحل : 9 جائر را منحرف از حق معنى كرده‌اند در اقرب هست « جار يجور : مال عن القصد » جور بمعنى ظلم و انحراف از اين مادّه است معنى آيه آنست : هدايت بر راه راست بر عهده خداست . بعضى از راهها منحرف است اگر ميخواست همهء شما را هدايت ميكرد . جوز : گذشتن از محل با سير در آن . ( قاموس - اقرب ) * ( . . . وَنَتَجاوَزُ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ ) * احقاف : 16 از سيّئات آنها ميگذريم * ( فَلَمَّا جاوَزَه هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه . . . ) * بقره : 249 چون او و مؤمنان از كنار نهر گذشتند . طبرسى در ذيل آيهء اوّل گويد : اصل آن از جواز و آن بمعنى مرور از چيزى بدون مانع است . در قرآن بمعنى اغماض و چشم پوشى است . جوس : جستجوى شديد . تفتيش . در قاموس گويد : « الجوس : طلب الشّىء بالاستقصاء » * ( بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ ) * اسراء : 5 بر ميانگيزيم بر شما بندگان با صلابت خود را پس ميان خانه ها را تفتيش كنند ، اين كلمه يك بار بيشتر در قرآن مجيد نيست . جوع : گرسنگى . * ( لا يُسْمِنُ وَلا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ ) * غاشيه : 7 نه چاق مىكند و نه از گرسنگى بىنياز مىنمايد اين كلمه چهار بار در